بوف کور


حس می کردم که این دنیا برای من نبود ، برای یکدسته آدمهای بی حیا ، پررو ، گدامنش ، معلومات فروش چاروادار و چشم ودل گرسنه بود - برای کسانی که بفراخور دنیا آفریده شده بودند واز زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می جنباندند گدائی می کردند و تملق می گفتمد -فکر زندگی دوباره مرا می ترساند و خسته می کرد -نه ، من احتیاجی به بدیدین این همه دنیاهای قی آور و این همه قیافه های نکبت بار نداشتم 

صادق هدایت / بوف کور

/ 0 نظر / 38 بازدید